نشست «ترویج گفتمان فردای ایران» با حضور آقای محسن پاکآیین در مؤسسه اطلاعات برگزار شد. در این نشست، آقای پاکآیین درباره سیاستهای اعلامشده رهبر شهید انقلاب در بیانیه گام دوم و نسبت آن با فردای ایران سخنرانی کرد.
وی که سابقه سفارت جمهوری اسلامی در چندین کشور را در کارنامه خود دارد و از دیپلماتهای باسابقه ایران است، در زمینه مسائل بینالمللی و روابط ایران با کشورهای آسیایی و آفریقایی از افراد صاحبنظر به شمار میآید و در کنار فعالیتهای دیپلماتیک، در زمینه تألیف و ترجمه درباره سیاست خارجی و روابط بینالملل نیز فعال است.
مشروح سخنان آقای پاکآیین خدمت خوانندگان گرامی تقدیم میشود:
***
گام دوم
ما اگر نگاهی به بیانیه «گام دوم» رهبر شهید انقلاب داشته باشیم، درمییابیم که ایشان فردا را چگونه دیدهاند و ما در این مسیر چگونه باید سیاست خارجی خود را اعمال کنیم که اهداف فردای بلندی که ایشان دیدهاند و تحت عنوان «تمدن نوین اسلامی» اعلام فرمودهاند و طلیعه ظهور است، تحقق یابد. در این راه، فردایی که مورد نظر است کوتاهمدت نیست؛ آیندهای درازمدت و راهبردی است و سیاست خارجی ما باید در مسیری باشد که در چهل سال دوم انقلاب به آن هدف برسیم.
امام شهید در بیانیه «گام دوم» چهل سال اول را «چهل سال نظامسازی» نامگذاری میکنند و چهل سال دوم را «چهل سالِ دولتسازی» به معنای «نظام حکمرانی» در نظر گرفتهاند که تمام ارکان مؤثر نظام را در برمیگیرد. این دولتسازی مشخصهاش انضباط اداری و قانونمداری است.
از نظر ایشان، فردای ایران در چهل سال دوم ارتباط مستقیمی با سیاست خارجی دارد. در رابطه با سیاست خارجی، رهبر شهیدمان ده مورد را در بیانیه «گام دوم» مطرح کردند که خدمت شما فهرستوار میگویم و درباره آن مطالبی را بیان خواهم کرد و بعضی از سؤالاتی که درباره آن وجود دارد، تلاش میکنم پاسخ دهم.
ده موردی که رهبر شهید به آن اشاره میکنند عبارتند از:
رویکرد انقلابی، استقلال، مرزبندی با دشمن، استکبارستیزی، منع شروع جنگ، حضور مقتدرانه در غرب آسیا، اقتصاد مقاومتی، حمایت از مظلومان جهان، اتحاد اسلامی و مسأله فلسطین..
نظریه نظام انقلابی
درباره رویکرد انقلابی، ایشان به نظریه «نظام انقلابی» اعتقاد داشتند. در این نظریه، ایشان عامل تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی را تفکر و عمل انقلابی دانستهاند و فرمودهاند که انقلاب اسلامی بعد از نظامسازی، دولتسازی را در برنامه دارد. نظام انقلابی به رکود و خموشی دچار نمیشود و میان جوشش انقلابی و نظم سیاسی و اجتماعی هم تضادی نیست؛ یعنی بین انقلابیگری و منظم بودن و قانونمند بودن تضادی وجود ندارد.
همچنین فرمودهاند که دستاندرکاران سیاست داخلی و خارجی باید نظام انقلابی را در نظر بگیرند و با اعتقاد به اصولی که با نظام انقلابی مرتبط است، کار را جلو ببرند. در وهله اول، لازم است دیپلماسی قوی و کارآمد، در عرصه نظری اعتقاد کامل به مبانی شرعی و اصول و اندیشههای انقلاب اسلامی داشته باشد و در عرصه عملی و دیپلماسی، در پافشاری بر اصول و مبانی انقلابی، با اعتمادبهنفس ملی و بدون هیچ رودربایستی عمل کند. این نقطه قوت دستگاه دیپلماسی ایران است و این دیپلماسی همراه با منطق نشاندهنده استحکام است و طرف مقابل را وادار به احترام و خضوع خواهد کرد.
لذا دستاندرکاران دیپلماسی برای فردای ایران باید اعتقاد به نظام انقلابی و اصول حاکم بر آن داشته باشند. اینجا منظور از دستگاه دیپلماسی تنها وزارت امور خارجه نیست؛ شاکلهای که دیپلماسی را میسازد، مورد نظر است. معمولاً وزارت امور خارجه طراح است. بعد شورای عالی امنیت ملی، اسناد بالادستی و در نهایت شخص مقام معظم رهبری و رهنمودهای ایشان قرار دارد.
نگاه به شرق
بحث دومی که رهبر شهید مطرح میکنند، بحث استقلال است که بحث من بیشتر راجع به این موضوع است. در بیانیه «گام دوم»، ایشان ده بار از واژه استقلال نام بردهاند و سه بار هم از واژه وابستگی استفاده کردهاند که با بحث استقلال مرتبط است. ایشان میگویند که استقلال به این معنی است که اقتدار نظام باید به اقتدار قدرتهای دیگر غیر وابسته باشد و ما خود بتوانیم سرنوشتمان را در حوزه کشورداری تعیین کنیم.
ایشان در این رابطه اعتقاد راسخی به بحث «نه شرقی، نه غربی» دارند. ایشان میفرمایند که این بحث «نه شرقی و نه غربی» از مبانی و پایههای نظام اسلامی است و باید محفوظ باشد و ما تابع هیچ رکن شرقی و غربی نخواهیم بود. در کنار بحث «نه شرقی و نه غربی»، اندیشه دیگری به عنوان «نگاه به شرق» مطرح میشود. این نگاه به شرق سؤالاتی را در جامعه مطرح کرد که آیا نگاه به شرق مغایر با شعار «نه شرقی و نه غربی» است؟ و آیا ما دیگر به طرف غرب نخواهیم رفت و به طرف شرق خواهیم رفت؟
بحث من راجع به این موضوع است و تلاش میکنم درباره پرسشهایی که مطرح میشود، مطالبی را بیان کنم. البته نقدی هست که بحث نگاه به شرق یک موضوع تمامشده است؛ زیرا با دوران جنگ سرد مرتبط است. چون جنگ سرد تمام شده و فروپاشی شوروی به وقوع پیوسته، ما دیگر نگاه به شرق نداریم. در حالی که بحث نگاه به شرق را رهبر شهید در زمان بعد از جنگ سرد مطرح کردند. این نکته نشان میدهد که بحثِ نگاه به شرق مرتبط با دوران جنگ سرد نیست، چون شوروی دیگر وجود ندارد که نگاه به آن داشته باشیم.
نگاه به شرق یکی از موضوعات مهم مربوط به فردای ایران است که مبنای سیاست خارجی ما در حال حاضر نیز هست. ما باید درباره کلیدواژه شرق تأملی داشته باشیم.
در وهله اول، به نظر میرسد که شرق یک مفهوم جغرافیایی است؛ در حالی که هم جغرافیایی و هم سیاسی است. شرق به لحاظ جغرافیایی، به معنای کشورهایی است که در شرق ایران قرار دارند و کشورهایی مثل چین، ژاپن، کره جنوبی و مالزی، کشورهای آسهآن و کشورهای حوزه هند و چین را در بر میگیرد، اما شرق یک منظر سیاسی هم دارد؛ یعنی کشورهایی که مخالف غرب هستند. این کشورها لازم نیست در یک حوزه جغرافیایی قرار داشته باشند و ممکن است در غرب یا شمال کشور ما باشند، ولی مخالف سیاستهای یکجانبهگرایانه غرب هستند. پس وقتی بحث نگاه به شرق مطرح میشود، معنایش نگاه به کشورهای همسو است؛ یعنی کشورهایی که مثل ما و یا نزدیک به ما میاندیشند. ما با این تعریف دوستان زیادی را در جهان پیدا میکنیم. این دوستان میتوانند در آمریکای لاتین، آفریقا و آسیا باشند.
امام راحل نگاه به شرق را بیشتر از منظر سیاسی مطرح میکردند. اگرچه فراوانی دیدگاه نگاه به شرق در سخنان امام راحل به اندازه رهبر شهیدمان نیست، اما نقلی از آیتالله سیدحسن خمینی است که میفرمایند امام در حقیقت میخواستند جبهه شرق را به راه بیاورند. در بیانات امام خمینی هم هست که میفرمایند: «بهتر این است که با آنهایی که میخواهند ما را بچاپند رابطهای نداشته باشیم تا یک وقتی به خود بیایند و بفهمند که شرق هم نیست. آن روزی که بفهمند شرق هم یک جایی است که تمدن از او پیش آنها رفته است و معالأسف خود شرق هم خودش را گم کرده، آن روز ممکن است ما روابط پیدا کنیم با این بخش. روابطی که متقابل باشد با هم و متعادل باشد.»
این فرمایشات امام خمینی (ره)نگاه به شرق از منظر سیاسی و جغرافیایی است؛ یعنی کشورهایی هستند که نمیخواهند چاپیده شوند و میخواهند مستقل باشند؛ مفهومی که کشورهای غیرمتعهد هم مطرح کردهاند. جای دیگر امام خمینی میفرمایند: «همه مجتمعاً در مقابل غرب غربزده نباشند در مقابل غرب بایستند دول شرقی. حتی بوداییها هم در مقابل غرب بایستند. غرب را عقبشان بزنند و اگر غرب خواست به آنها تجاوز کند همه با هم همناله بشوند و جلو بروند.»
حضرت امام در اینجا اشارهای به روزنامه اطلاعات میکنند و میفرمایند: «چند روز قبل در روزنامه اطلاعات بود که غذای سه روز آمریکا دور ریخته میشود به اندازه غذای تمام ملت چین است که ۶۵۰ میلیون است. مال سه روز فضلات غذایی آمریکا به اندازه ۶۵۰ میلیون جمعیت چین است. آن تفالهای که قرار است آنها دور بریزند چرا شرق را تحت قدرت نیاورند. تحت اسارت نیاورند. تا به شرق به قیمت مناسب بفروشند و طلا کنند و طلا را ببرند، چرا این کار را نکنند؟»
دوباره در اینجا کارتر را خطاب قرار میدهند و میفرمایند: « تو با اقدامات خودت شرق را به خودت بدبین کردی.» و به کارتر میفرمایند:« برای اینکه بتوانی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا پیروز بشوی ملت آمریکا را در برابر شرق فاسد جلوه دادی.»
در بیانات رهبر شهید هم بحث زیادی راجع به شرق هست. من بعد از شهادت ایشان کتابی را از بیانات ایشان جمعآوری کردم با عنوان «پنج راهبرد رهبر شهید در هندسه سیاست خارجی» که در آن بیانات رهبر شهید درباره نگاه به شرق درج شده است. بحث رهبر شهید درباره «نگاه به شرق» مربوط به جنگ سرد نیست. نگاه به شرق موضوعی است که نیاز کشورمان است، زیرا متأسفانه غرب با ما وارد تعامل مثبت نشده است. ما براساس قانون اساسی باید با همه کشورها به غیر از رژیم صهیونیستی رابطه داشته باشیم. اما در تاریخ و از ابتدای انقلاب تاکنون، غرب به معنای آمریکا و کشورهای اروپایی فقط با خصومت داشتهاند. آمریکا با ما دشمنی کرده است. برای ما معنی دشمن آشکار است. دشمن دولتی است که میخواهد نظام ما را از بین ببرد.
برخی تا قبل از جنگ دوازدهروزه میگفتند بحث درباره دشمن و دشمنشناسی توهم است. اما بعد از جنگهای اخیر و شهادت رهبر انقلاب مشخص شد که دشمنی آمریکا یک دشمنی نهادینهشده است. اروپا هم سیاستهای آمریکا را دنبال میکند. این امر باعث شده است که ما به سوی نگاه به شرق سیاسی برویم.
رابطه بر اساس احترام متقابل
سؤالی که اینجا باید به آن پاسخ دهیم این است که وقتی بحث نگاه به شرق را مطرح میکنیم، آیا باید تمام تخممرغهای خود را در سبد چین و روسیه بگذاریم؟ آیا چین و روسیه نمیخواهند ما را به خود وابسته کنند؟
رابطه ما با روسیه کاملاً بر اساس احترام متقابل و منافع ملی است. اینگونه نیست که ما در مقاطع مختلف هرچه روسیه بگوید بپذیریم.
به ما انتقاد میشود که چرا روسیه شما را جزء شرکای راهبردی خود قرار نمیدهد؟
به نظر من، این برای نظام ما یک تعریف به حساب میآید. در برنامه راهبردی روسیه، کشوری که شریک راهبردی روسیه است باید کاملاً همسو با سیاست روسیه باشد. به همین دلیل، روسیه تنها یک کشور را شریک راهبردی خود میداند که بلاروس است. روسیه ایران را در مسیر راهبردی میداند، به دلیل اینکه ایران تابع نظرات روسیه نیست و این نشان از استقلال ما دارد.
در رابطه با چین هم وضعیت به همین شکل است و اینگونه نیست که هرچه دولت چین بگوید ما قبول کنیم. روابط ما با سایر کشورها هم به همین شکل است. ما هیچوقت اصل «نه شرقی و نه غربی» را، که مربوط به استقلال ماست، فدای سیاستهای روز نمیکنیم.
دشمنی ایدئولوژیک غرب با ایران
درباره مسأله رابطه ما با آمریکا باید به این نکته توجه کنیم که دولت آمریکا در همه مقاطع نسبت به جمهوری اسلامی ایران انعطاف نشان نداده است. در رابطه با مذاکرات اخیر، ما حتی پس از شهادت رهبر انقلاب در سطح عالی با آمریکا در اسلامآباد مذاکره کردهایم.
اگر فقط مشکلات ما با آمریکا مربوط به ادعاهای آمریکا بود، با انعطافی که ما نشان دادیم، مذاکرهها قابلیت حل آن مشکلات را داشت و قطعاً طرف مقابل را قانع میکرد. ولی آمریکاییها راضی به این انعطاف و استدلالها نبودهاند و دنبال چیزی غیر از این نیستند که حقوق هستهای ایران را کاملاً از بین ببرند و ما را تسلیم کنند. لذا خصومت ما با آمریکا یک خصومت احساسی نیست.
آمریکا تمامیت ارضی، حاکمیت ملی، موجودیت نظام و تمدن اسلامی و ایرانی ما را مورد هدف قرار داده است. ما هر قدم عقب برویم، آمریکا یک قدم جلو خواهد آمد. در مورد اروپا هم وضعیت به همین شکل است. از ابتدای انقلاب تاکنون، کدام نقطه مثبت را در رابطه اروپا با ایران میتوان مشاهده کرد؟ سیاست اروپا همیشه تابع آمریکاست.
پس باید این نکته را در نظر داشته باشیم که سیاست نگاه به شرق ما دست رد زدن به غرب به صورت احساسی نیست و این سیاست منطق و عقلانیت را پشت سر خود دارد و یک ضرورت برای ایران فرداست.
با نگاه ایدئولوژیکی که دولت آمریکا به ایران دارد، بعید است که بهزودی رابطه خوبی بین دو کشور برقرار شود. ما با سیاست نگاه به شرق به سوی حمایت از سیاست چندجانبهگرایی در روابط بینالملل و مقابله با یکجانبهگرایی آمریکا و خارج کردن جهان از وضعیت تکقطبی حرکت خواهیم کرد.
لزوم همکاری با همسایگان
در سیاست نگاه به شرق، اولویت ما کار با کشورهای همسایه است. رابطه با همسایه در بحث سیاست خارجی برای هر کشوری بسیار مهم است. همیشه از طرف همسایه جنگ به یک کشور تحمیل میشود. از طرف همسایه روابط شکل میگیرد و پیشرفت و رشد میکند. ایران بعد از چین بیشترین همسایه را دارد. ما با ۱۵ کشور همسایه هستیم. اگر بخواهیم همسایههایی که با فاصله یک کشور با ما فاصله دارند را هم در نظر بگیریم، ما ۲۵ کشور همسایه دور و نزدیک داریم. ما باید با این کشورها همکاری کنیم و نباید بهراحتی رابطه با همسایگان را خدشهدار کنیم.
البته آنچه ما به عنوان سیاست همسایگی مطرح میکنیم، به معنی این نیست که با تمام همسایگان تقویت روابط داشته باشیم. اگر شرایط به گونهای باشد که این امر محقق شود، بسیار خوب است. گاه ممکن است یک همسایه برای ما خطر بالقوه باشد. ما باید روابطمان را با آن همسایه مدیریت کنیم که این خطر بالقوه بالفعل نشود.
اگر ما در دوره جنگ تحمیلی یک سیاست پختهای مثل امروز داشتیم، نمیگذاشتیم این جنگ به وجود آید. هنر دیپلماسی این است که اختلافات را کم کند و جلوی بهوجودآمدن جنگ را بگیرد. اگر اختلافی بین دو کشور وجود دارد، بدانید که حتماً در این زمینه دیپلماتها مقصر هستند، چون کار خود را خوب انجام ندادند و نتوانستند اشتراکات بین دو کشور را بیابند و بر آن تأکید کنند و اختلافات را بیابند و از آن پرهیز کنند و آن را کاهش دهند.
لزوم اعتمادسازی با همسایگان
رابطه با همسایگان تابع اعتماد متقابل است. ما با کشورهای همسایه خودمان باید اعتمادسازی کنیم. آنها هم باید همین سیاست را در قبال ما در پیش بگیرند. بعضی کشورها به خاطر سیاستهایی که علیه ایران داشتهاند، باید در قبال ما اعتمادسازی داشته باشند. ولی ما در قبال کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز باید سیاست اعتمادسازی را در پیش بگیریم و اعتماد آنها را جلب کنیم. آنها عقبه فرهنگی ما بودهاند.
آنها نباید از ایرانیت ما بترسند. ما نباید به گونهای رفتار کنیم که آنها به این باور غلط برسند که ایران به موجودیت یا تمامیت ارضی آنها نظر دارد. ما در قبال کشورهای مشترکالمنافع آسیای مرکزی و قفقاز خوب عمل نکردهایم و حتی گاه با رفتارهای غلط آنها را نگران کردهایم. آمریکا و اسرائیل هم آمدند و این ترس از ایران را بیشتر در آنها شعلهور کردند و به آنها تلقین کردند که ایران میخواهد به گونهای شما را از آن خود کند.
ما باید در قبال این کشورها بحث ایران فرهنگی را مطرح میکردیم. شما وقتی به کشوری مثل آذربایجان میروید، آنقدر اشتراک فرهنگی ما زیاد است که گویی در ایران هستیم. در ازبکستان و سایر کشورها هم وضعیت به همین گونه است.
متأسفانه ما در قبال این کشورها به صورت سلبی عمل کردهایم. ما استقلال این کشورها را پذیرفتیم، اما اجازه ندادیم این کشورها با ما در زمینه مفاخر ملی و هنر و فرهنگ به صورت مشترک عمل کنند. ما میتوانیم درباره میراث فرهنگی مشترک ایجابی برخورد کنیم و مثلاً بگوییم نظامی گنجوی برای هر دو کشور ایران و آذربایجان است و هر دو کشور به چنین شاعر بزرگی در مجامع بینالمللی ببالیم. یا اگر ارمنستان در یونسکو نان لواش را به نام خود ثبت کرد، ما هم میتوانیم، به جای اعتراض، نان لواش خود را در یونسکو ثبت کنیم. چون یونسکو این اجازه را میدهد که هر کشوری بتواند یک موضوع را ثبت کند. مثلاً چند کشور میتوانند بازی چوگان را به نام خود ثبت کنند، ولی ما در همهچیز انحصاری عمل کردهایم و مثلاً گفتیم بازی چوگان فقط باید به نام ما ثبت شود، در حالی که در کشوری مثل آذربایجان، بازی چوگان امری معمول است. یا مثلاً در زمینه موسیقی، آذربایجان تار نخجوان را ثبت کرد؛ ما هم میتوانیم تار یک منطقهای از ایران را در یونسکو به نام خود ثبت کنیم.
پس ما باید با کشورهای همسایه اعتمادسازی کنیم. این اعتمادسازی به معنای ایجاد اراده سیاسی در آن کشور برای رابطه خوب با ایران است. وقتی این اراده سیاسی به وجود بیاید، ما میتوانیم کار اقتصادی و فرهنگی با این کشورها انجام دهیم.
وقتی اراده سیاسی برای رابطه با ما وجود نداشته باشد، به تاجران ما برای رفتن به کشورهایشان هم ویزا نخواهند داد؛ همچنان که به اندیشمندان ما هم ویزا نمیدهند. با سیاست مبتنی بر اعتمادسازی است که میتوانیم این باور را در همسایگان خود به وجود آوریم که توسعهطلب نیستیم و به دنبال آن نیستیم که امپراتوری ایران را به وجود آوریم. ما میخواهیم قدرت منطقه باشیم، ولی نمیخواهیم منطقه را زیر سلطه خود ببریم و ما سلطهطلب و توسعهطلب نیستیم.
لزوم رویکرد فرهنگی در رابطه با همسایگان
ما باید با رویکرد فرهنگیمان این نگاه را تصحیح کنیم. البته کارهای خوبی انجام شده، ولی باید بیش از این در قبال اعتمادسازی با همسایگان فعال باشیم و عمل کنیم. ما در زمانی که محاصره اقتصادی دشمن وجود دارد، باید روابط عاطفی خود را با همسایگان تقویت کنیم و سر سفره با همسایگان بنشینیم و ارتباط دوجانبه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را تقویت کنیم و منافع ملی خود را تأمین کنیم.
مسأله ناسیونالیسم در آسیای مرکزی و قفقاز بسیار قوی است و این کشورها چون هفتاد سال در زیر چتر اتحاد جماهیر شوروی استقلال نداشتند، الان به شکلی جدی در مورد استقلال کشورشان حساس هستند و اگر احساس کنند هر کشوری نگاه سویی نسبت به استقلال آنها دارد، با آن کشور برخورد میکنند.
ما با تمام کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز میراث فرهنگی مشترک داریم و باید در این زمینه دست همکاری به سوی آنها دراز کنیم و بر مشترک بودن این میراث و مفاخر فرهنگی تأکید کنیم و تأکید بر اشتراکات و پرهیز از اختلافات داشته باشیم.
تأکید بر اشتراکات در اتحاد اسلامی
در زمینه اتحاد اسلامی هم بحث به همین ترتیب است. رهبر شهید در حکم انتصاب آیتالله اراکی به دبیرکلی مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی مفهوم بسیار مهمی را مطرح کردند. ایشان فرمودند که راهبرد شما دیپلماسی وحدت اسلامی است. دیپلماسی یعنی حرکت برای افزایش و تحکیم ارتباطات و رفتوآمدها در مسیر اینکه اتحادمان تقویت شود.
منع شروع جنگ
یک نکته مهم دیگری که مطرح است، بحث منع شروع جنگ است. رهبر شهیدمان میفرمایند: «ما هیچ جنگی را شروع نکردهایم. افتخار جمهوری اسلامی این است که ما هیچ جنگی را شروع نکردهایم. جنگهایی را داشتهایم اما شروعکننده طرف مقابل بوده. وقتی طرف مقابل شروع کند البته ما با قدرت وارد میدان میشویم، اما ما جنگ را شروع نمیکنیم.»
این یک بحث اصولی است که رهبران ما دنبال این نبودند که جنگی را آغاز کنند. این ناشی از نگاه صلحطلبانه ایران است که برگرفته از آموزههای اسلامی و ملی است. ما باید به این امر توجه داشته باشیم که در فردای ایران نباید هیچگاه شروعکننده جنگ باشیم، اما در قبال حمله دشمن به سرزمینمان با قدرت وارد میدان شویم و از مملکت دفاع کنیم.
لزوم اقتدار نظامی
باید توجه داشته باشیم که سیاست خارجی موفق بدون اقتدار نظامی معنایی ندارد؛ یعنی اگر ما اقتدار نظامی داشته باشیم و بتوانیم از خود دفاع کنیم، دیپلمات ما میتواند برود و با قدرت بالای چانهزنی، منافع ملی را تأمین کند و از حقوق ملت دفاع کند. اگر ما در عرصه نظامی ضعیف باشیم، این اتفاق نمیافتد. ما در جریان جنگ با عراق، وقتی قدرت نظامی بالا را بعد از فتح خرمشهر به دست آوردیم، توانستیم حرفهایمان را با قوت در جهان مطرح کنیم.
باید توجه داشته باشیم که منع شروع جنگ به معنای ضعف کشور نیست. ما یک کشور در حال توسعه هستیم و میخواهیم رشد کنیم و به جنگ نیاز نداریم. دشمنان جنگ را برای ما به وجود آوردند که ما رشد نکنیم و در مسیر رشد نباشیم. الان هم ما را با جنگ سرگرم کردهاند تا در مسیر رشد و توسعه حرکت نکنیم. رسانهها باید این نکته را به جامعه بگویند که ما در حال دفاع مشروع هستیم و همه ادیان الهی و موازین بینالمللی دفاع مشروع را میپذیرند.
توجه همهجانبه به اقتصاد مقاومتی در دیپلماسی
در زمینه اقتصاد مقاومتی هم باید توجه داشت که یک بخشی از آن مربوط به خارج از کشور است. ما در دیپلماسی کشورمان، در فردای ایران، باید روی این بحث کار کنیم. ما باید در این زمینه طرح داشته باشیم و به این اکتفا نکنیم که معاونتی در وزارت امور خارجه در زمینه دیپلماسی اقتصادی وجود دارد. البته باید وزارت امور خارجه در زمینه اقتصادی بسترسازی مناسب را انجام دهد تا اتاق بازرگانی کشورمان بتواند مراودات اقتصادی خود را با جهان داشته باشد.
حمایت از محور مقاومت
ما باید بدانیم که محور مقاومت یکی از امتیازات سیاست خارجی ماست و باید قدرتمندانه از فلسطین حمایت کنیم. همین محور مقاومت است که گریبان دشمنان جمهوری اسلامی را در منطقه گرفته است. آنها بازوهای ما هستند و نباید تضعیف شوند.
ما اگر در زمینه تمدنی میخواهیم به غایت اسلامی و ملی خود برسیم، به شکلی که حسنات تمدنهای قبلی را داشته باشد و از سیئات آن مبرا باشد، باید تمدن رقیب را، که لیبرال دمکراسی است، تضعیف کنیم. به هر میزان لیبرال دموکراسی تضعیف شود و امید ملتها به این تفکر به عنوان یک تفکر غالب فکری تضعیف شود، ما میتوانیم تمدن نوین اسلامی را بهتر به دنیا معرفی کنیم.
امروزه لیبرال دموکراسی تضعیف شده و غربیها از بحث جنگ تمدنها و پایان تاریخ پشیمان شدهاند و هم به لحاظ نظری و هم رفتاری آن را در نظر نمیگیرند. در این شرایط، ما باید اسلام مدرن را که موافق با علم و تکنولوژی و هوش مصنوعی و استقلال کشورهاست به جهان معرفی کنیم. در زمانی که بحث استقلال برای کشورها از اهمیت بسیاری برخوردار است، ما باید به دنبال نظمی باشیم که یکجانبهگرایی را رد میکند و همانطور که یک روز با دیکتاتوری شاه مبارزه کردیم، امروز باید با دیکتاتوری آمریکا در جهان مبارزه کنیم.
شما چه نظری دارید؟